خانه / فرهنگ وهنر / شعر / مرتضی رامندی

مرتضی رامندی

image_pdfimage_print

تموم شب تو فکرم راه می ری
تموم شب تو خواب من بیداری
هنوز مشغوله ذهنم که تو کافه
تو فنجون و جلوی کی می زاری

چقد هم می زنی ذهنم رو امشب
شاید قهوه ات هنوزم ترک باشه
یا برعکس من امشب روبه روایت
یکم بیش از گذشته ات،رک باشه

داره ذول می زنه تو قاب چشمات
نشسته روبه روت که جای من بود
داره قهوه  سفارش می ده اما
حساب قهوه تونم پای من بود

به پای من که با تو حرف دارم
با احساسی که تویه کافه ها سوخت
تا دستاش و گرفتی بغضم آروم
یه میزی که نشستید چشمام و دوخت

چرا شالت رو انداختی رو شونه اش
هواسرده دلم می ریزه بی تو
تو سهمت رو از این کافه گرفتی
تموم سهم من این میزه بی تو

نمی تونم فراموشت کنم من
داری با کافه ها هم دست میشی
مثه تعبیر فال قهوه ام امشب
واسه من کوچه ی بن بست میشی

#مرتضی_رامندی

۲ دیدگاه

  1. سلام

    وای خیلی ممنونم
    من عاشق ترانه های مرتضی رامندی ام

    اگه می شه لطفا بیوگرافی ایشونم قرار بدید.

    الهه نظری-تهران

  2. سلام

    من اشعار مرتضی رامندی مخصوصا ترانه هاشون و خیلی دنبال می کنم

    کاش می شد مصاحبه ای با ایشون تو سایت قرار بدید.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

theme